نظر برخی افراد در مورد دوره وسواس

..:: وسواس ::..

اختلال وسواسی جبری، پدیده جدیدی نیست و همیشه در تمام عصر وجود داشته است. در. قرن نوزدهم اختلال وسواس دیگر کار شیطان تلقی نمی کنند، و آن را جزیی از افسردگی قلمداد می‌کردند. در آغاز قرن بیستم به عنوان نشانگان مستقلی در آمد.
۱- افکار، امیال یا تصاویر ذهنی همیشگی و تکراری که فرد در دوره‌ای از ناراحتی، آن‌ها را ناخواسته و مزاحم می‌داند و در بیش‌تر افراد اضطراب یا استرس شدید پدید می‌آورد.
۲- فرد تلاش می‌کند تا این افکار، امیال یا تصاویر ذهنی را نادیده بگیرد یا سرکوب کند. یا به کمک یک فکر یا کار دیگر آن‌ها را خنثی و بی‌اثر کند. یعنی با انجام دادن یک اجبار تلاش می‌کند اثر آن‌ها را کاهش دهد.
در این قسمت فایلهای صوتی جهت درمان وسواس به صورت رایگان در اختیار شما عزیزان قرار می‌گیرد که با عمل نمودن به آن میتوانید بهبودی را برای خودتان به ارمغان بیاورید. از شما می‌خواهم به دقت به فایلها گوش کرده و عمل نمایید، تا بتوانید روانشناس خوتان باشید.

دوره درمانی خداحافظی با وسواس

در ابتدا ما نقاط ضعف درمان را میگوییم و بعد به نقاط مثبت دوره درمانی خداحافظی با وسواس می پردازیم، البته این ننقاط ضعف در مورد تمام درمانها صدق می کند حتی درمان های دارویی و …..

دوره درمانی خداحافظی با وسواس مانند هر درمان دیگری نیاز به میل و رغبت بیمار برای درمان و پشتکار وی برای بهبودی دارد.

در دوره درمانی خداحافظی با وسواس هم اگر فرد مقاومت بر روی درمان خود داشته باشد جواب نمیگیرد، و بسیار نیاز است که فرد خودش هم به درمانش کمک کند.

در این درمان که تایم اصلی آن دوماه طول می کشد حدود 50 تا 70 درصد از سخت ترین وسواس ها جواب می گیرند، به شرط آنکه خود فرد هم برای بهبودی خود تلاش کند. زمانی بهبودی در درمان به 80- 90 درصد می رسد، اگر به مدت یک دوره دوماهه دیگر فرد مجددا درمان را تکرار کند (یعنی تمام کارهایی که در این دوماه انجام داده مجددا تکرار کند، فایلها را گوش کند، مراقبه ها را انجام دهد و تمارین را تکرار کند)، در این صورت تضمین داده می شود، که تقریبا مشکل وسواس فرد تا حدود 80-90 درصد بهبود یابد.

در دوره درمانی خداحافظی با وسواس به چه مسائلی پرداخته می شود؟

ابتدا یک شمای کلی از دوره درمانی خداحافظی با وسواس را معرفی میکنیم و بعد به جزییات دوره درمانی خداحافظی با وسواس می پردازیم.

افرادی که وسواس دارند به دنبال این هستند که از شر افکارشان راحت شوند و دیگر افکار وسواسی در ذهن آنها دور نزند. در صورتی که اصلا هیچ راهی وجود ندارد که فکر به ذهن فرد خطور نکند. اصولا افراد وسواس یا افسرده دنبال یک همچنین راهکاری هستند تا از ورود افکار به ذهنشان جلوگیری کنند و بارها می پرسند کاش یک وسیله ای چیزی وجود داشت تا حافظه من را از افکار منفی پاک کند. ولی حتی قویترین شوکهایی که برای بیماران روانی شدید می دهند حافظه آنها برای مدت زمان کوتاهی پاک می شود. و بعد از مدت کوتاهی باز افکار بر میگردد. و گاهی اوقات چون خود فرد از تکنیکهای انکار و … در زندگی خود استفاده می کند، افکار از ذهنش پاک می شود ولی رد پای افکار در ذهن فرد باقی می میاند.

اینکه ردپای افکار در ذهنش باقی می ماند یعنی چه؟

یعنی اینکه فرد ناراحت می شود، افسرده می شود، غمگین می شود و یا حتی کارهای وسواسگونه خود را انجام می دهد، ولی  اصلا علت کار خود را نمی داند، نمی داند چرا با خودش به این شکل برخورد می کند.

پس هیچ راهی وجود ندارد که افکار از ذهن فرد پاک شود، در صورتی که این اتفاق بیفتد اتفاقات بدتری برای فرد رخ داده که بیشتر فرد را عذاب می دهد. پس خواهشا این فکر را از ذهن خودتان بیرون کنید.

ولی در دوره درمانی خداحافظی با وسواس سعی بر آن است افکار را برای فرد عادی کرد به طوری که دید فرد به افکار و رفتارش مثل مردم عادی شود، و روی آگاهی و شناخت فرد کار می شود. فرد آگاه می شود، ترسها و افکارش بی مورد است. و جرات این را پیدا می کند وارد وسواس های خود شود و از وسواسهایش دیگر اینقدر ترس و وحشت نداشته باشد. در دوره درمانی خداحافظی با وسواس فرد دیگر انقدر احساساتش با افکارش درگیر نمی شود. یعنی زمانی که فکری در ذهنش عبور کند دیگر نسبت به آن نمی ترسد و دچار استرس و اضطراب نمی شود.

دوره درمانی خداحافظی با وسواس در واقع به نوعی سبک زندگی فرد را تغییر می دهد، این روش درمانی فوق العاده هست چون نه تنها بر روی وسواس فرد کار می کند بلکه بر روی تمام افکار منفی فرد کار میکند، و فرد هرچه بیشتر تمرین کند بهتر می تواند بر مسائل زندگی خود فائق آید و راحت تر می تواند از افکار منفی خلاصی یابد.

در دوره درمانی خداحافظی با وسواس چون سعی می شود افکارهای منفی فرد را عادی کرد کم کم از حجم افکار منفی کاسته می شود و دیگر افکار منفی و یا افکار وسواسی انقدر مهم نیستند. دقیقا اسبی سرکش که افسارش دست یک سوارکار ماهر است و خوب می داند چگونه با اسبش برخورد کند تا راحت تر براند. و کم کم اسب را رام خود می کند.

نکته بسیار حائز اهمیت در دوره درمانی خداحافظی با وسواس اینست که می تواند شخصیت فرد را از یک فرد عصبی، پرخاشگر، مضطرب و …. به فردی آرام تبدیل کند. اما یک نکته بسیار مهم در دوره درمانی خداحافظی با وسواس وجود دارد، آنهم اینست که هر چه شما بیشتر تمرین کنی نتیجه بهتر و بیشتری می گیرید. و شخصیت شما به مرور زمان عوض می شود و به فرد صبور و آرام تبدیل می شوید. در واقع دوره درمانی خداحافظی با وسواس نوعی آموزش سبک زندگی به فرد است. چون سعی می کند، سبک زندگی فرد را تغییر دهد لذا تغییر در دیدگاه و شخصیت او نیز ایجاد می شود.

حالا سعی بر آن است که جلسات دوره درمانی خداحافظی با وسواس را جلسه به جلسه شرح دهیم.

جلسه اول دوره درمانی خداحافظی با وسواس

در این جلسه با مفهوم هدایت خودکار آشنا می شوید. وقايع اطراف ما، افكار و احساسات و حسهايي كه در ذهن وجود دارند (كه تنها ممكن است ما از آنها خيلي كم مطلع شويم) ميتوانند باعث بروزعادتهاي فكري قديمي شوند كه اغلب كمك كننده نيستند و ممكن است منجر به حالت خلقي بدي شوند.

با آگاهي بيشتر لحظه به لحظه از افكار، احساسات و حسهاي بدني، به خود امكان آزادي و داشتن حق انتخابهاي بيشتري ميدهيم؛ ما نبايد به ”ريشه هاي ذهني“ قديمي مشابهي برگرديم كه احتمالاً در گذشته مشكل آفرين بوده اند.

هدف از اين برنامه افزايش آگاهي است، بنابراين ميتوانيم به موقعيتها به جاي پاسخ خودكار، به صورت انتخابي پاسخ دهيم. ما ميتوانيم با تمرين، به آگاهي بيشتري درباره اينكه توجه ما كجاست دست يابيم و آگاهانه كانون توجه خود را بارها و بارها تغيير دهيم.

اين كار به اين صورت آغاز ميشود، در هر لحظه توجهمان را به قسمتهاي مختلف بدن معطوف ميكنيم. ما همچنين به صورت ارادي توجه و آگاهي خود را به جاهاي مختلف بدن معطوف ميكنيم. اين هدف تمرين وارسي بدني است كه تكليف اصلي براي هفته آينده است.

همچنین جلسه اول درمان خداحافظی با وسواس در مورد افکار فرد و احساسات فرد نیز صحبت می شود، در مورد اینکه افراد چگونه افکار و احساساتشون را تعبیر می کنند بیان شده است.

در جلسه اول درمان خداحافظی با وسواس تمرینی داده می شود که عزیزان چگونه به افکارشان نگاه کنند.

جلسه دوم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

هدف ما از اين برنامه آگاهي بيشتر در اكثر مواقع است. حضور كامل در هر لحظه باعث دور شدن از تمايل خودكار به قضاوت در مورد تجاربي ميشود كه مطابق انتظار ما نبوده و به اندازه كافي خوب نيستند. داوريهايي كه باعث ميشوند، افكاري در مورد تغيير يا مقصر بودن داشته باشيم. اغلب اين افكار خودكار مسيرهاي قبلي را طي ميكنند. به اين ترتيب، آگاهي خود را به حال و آنچه را كه لازم است انجام دهيم، از دست ميدهيم. در قدم اول، اگر نسبت به واقعيت بدون داوري درباره آن يا تمايل به چيزي غير از آنچه وجود دارد آگاه شويم ميتوانيم دوباره احساس آزادي كنيم. در تمرين وارسي بدني آگاهي لذت بخشي نسبت به آنچه وجود دارد ايجاد مي شود بدون آن كه تمايلي به تغيير آن وجود داشته باشد. هدف كسب آگاهي، پيروي از دستورالعمل و نه كسب آرامش است.

 

جلسه سوم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

تمركز بر تنفس را یاد می گیرید.

* خودتان را به لحظه حاضر برگردانيد ـ اينجا و اكنون مهم نيست كه كجا هستيد.

* تجربه خود را از طريق ارتباط با فضايي وسيعتر و ديدگاهي بازتر واقعاً تغيير دهيد.

اصول

تنظيم سر، گردن و پشت به طور عمودي به شما كمك ميكند كه يك ژست راست و آرام داشته باشيد ـ اين ژست به شما كمك ميكند تا نسبت به خود اعتماد، پذيرش، صبر و توجه هشيارانه اي داشته باشيد.

روي صندلي يا در كف اتاق تمرين كنيد. اگر از صندلي استفاده ميكنيد، از صندلي استفاده كنيد كه پشت آن راست است و به شما كمك ميكند كه كف پاهاي خود را روي زمين بگذاريد. اگر ممكن است از پشتي صندلي فاصله بگيريد. بطوري كه ستون فقرات تكيه گاه شما باشد. اگر زمين را براي نشستن انتخاب ميكنيد، روي يك بالش كوچك سفت و محكم (يا بالشي كه لاي چيز سفتي يك يا دو بار پيچيده شده) بنشينيد، تا باسن شما را از سطح زمين حدود 15-7 سانتيمتر بالاتر آورد.

جلسه چهارم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

مشكلات جزئي از زندگي ما هستند. روش هايي كه ما از طريق آنها مشكلات را اداره ميكنيم باعث ايجاد قضاوت بين مواردي است كه زندگي ما را كنترل مي كنند و مواردي كه ميتوانيم نسبتاً با آنها كنار بياييم. آگاهي بيشتر از افكار، احساسات و حسهاي بدني ناشي از وقايع, باعث ميشود تا از واكنش هاي معمول و خودكار رها شده و با آگاهي بيشتر و روشهاي ماهرانه تري پاسخ دهيم. به طور كلي واكنش ما نسبت به امور به يكي از سه طرق زير است: با فاصله گرفتن يا ايجاد مرز با زمان حال تا «در ذهن خود» به جاي ديگري برويم.

* با ادامه دادن كارها ـ ولي زندگي خود را محدود ميكنيم كه مبادا چيزي ما را بيازارد.

* خشم خود را از آنچه رخ داده انكار ميكنيم. به اين ترتيب از شر آن خلاص شده يا از اتفاقات ناخواسته بعدي دوري ميكنيم. هر يك از اين واكنشها ميتواند باعث مشكلاتي شوند كه به طور خاص به صورت احساس ناخوشايند بيزاري است.

در حال حاضر, مسأله اصلي آگاهي بيشتر از رويدادي است كه در حال تجربه آن هستيم تا آگاهانه تر واكنش نشان دهيم. تمرين منظم مراقبه ما را به لحظه حال آگاه كرده و باعث ميشود آگاهي را از هر جايي كه هست دوباره معطوف به حال كنيم. در مواقع ديگر روز, هر وقت متوجه احساسات ناخوشايند يا احساس

گرفتگي يا سفتي در بدن ميشويم با استفاده مناسب از فضاي تنفس بجاي واكنش خودكار, سنجيده پاسخ ميدهيم.

جلسه پنجم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

خط مشي اساسي در اين تمرين آگاهي از حضور ذهن از تجربه غالب لحظه به لحظه است. بنابراين اگر ذهن مكـرراً به جـاي خاصـي يا افكار و احساسـات و حس هاي بدني خاصي معطـوف ميشود، در قدم اول، بايد توجه آرام و دوستانه اي به آنها داشته باشيم. داشتن بهترين ارتباط ممكن با آنچه كه در بالا گفته شد دومين گام است.

ما اغلب ميتوانيم با افكار، احساسات يا حسهاي بدني به روش واكنشي و بدون پذيرش آنها همراه باشيم. اگر ما اين روش را انتخاب كنيم، به اين معني است كه تمايل داريم كه آنها را حفظ كنيم و به آن وابسته شده ايم و يا اگر حتي اين روش را نپسنديم به اين معني است كه ميخواهيم ترس، آزردگي يا آزار را كنار بگذاريم. در هر دو مورد واكنش هاي ما مخالف پذيرش است.

راحت ترين راه آرامش، نخست عدم تلاش براي تغيير امور است. پذيرش تجارب به معني پذيرش هر آ نچه در حال وقوع است به جاي اينكه بخواهيم شرايط ديگري را به وجود آوريم. از طريق پذيرش، ما از هر آنچه در زمان حال ميگذرد آگاه ميشويم و به آن اجازه حضور ميدهيم ـ ما فقط به هر آنچه كه وجود دارد توجه ميكنيم و آن را مورد مشاهــده قرار ميدهيم، اين راه برقراري ارتباط با تجاربي است كه توجه ما را به خود جلب ميكند.

مثلاً، اگر توجه كنيد كه آگاهي شما بر تنفس (يا ساير كانونهاي توجه)، يا حس هاي خاص بدني ناراحت و يا هيجانات معطوف شده است، قدم اول اين است كه با حضور ذهن از آن حواس بدني آگاهي يابيد، تا بتوانيد كانون توجه خود را بطور ارادي به آن قسمت از بدن معطوف كنيد كه در آن قسمت قوي ترين حسها وجود دارد. تنفس وسيله كارآمدي براي اين كار است. درست همانطوري كه در وارسي بدني انجام داديد، ميتوانيد آگاهي تان را آرام و دوستانه همراه با عمل دم به آن قسمت ببريد و با عمل بازدم آن را بيرون دهيد. به محض اينكه توجهتان به حسهاي بدني جذب شد وآگاهي شما به موضوعي معطوف گرديد، به خود بگوييد، «اين چيز خوبي است. هر آنچه كه وجود داردخوب است، اجازه بده آن را احساس كنم». سپس نسبت به حسهاي بدني آگاه شده، با آنها ارتباط برقرار كنيد و به آنها اجازه حضور بدهيد. تكرار جملاتي مثل «هر آنچه كه وجود دارد خوب است، اجازه بده آنرا احساس كنم» بسيار مؤثر است زيرا باعث ميشود پذيرش شما نسبت به حسهايتان افرايش يابد.

پذيرش، تسليم شدن نيست: پذيرش به عنوان اولين قدم حياتي، به ما اجازه ميدهد كه از دشواريها كاملاً آگاه شويم. سپس، در صورت مناسب بودن به جاي واكنش به سبك تكانشي و خودكار و طبق عادات قديمي خود (اغلب ناكارآمد) براي مقابله با مشكلات ماهرانه عمل كنيم.

جلسه ششم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

افكار ميتوانند اثرات قوي بر احساسات و اعمال و رفتار ما داشته باشند. غالباً اين افكار خودكار هستند و به گونه خودكار ناپديد ميشوند. ما با توجه به اين افكار و تصاوير ذهني و تمركز بر تنفس و لحظه حاضر احتمالاً از آنها فاصله گرفته و نسبت به آنها ديد ديگري پيدا ميكنيم.

با اين راهبردها فرصت ديگري براي تفكر در مورد امور پيش ميآيد و از قدرت افكار قديمي كاسته ميشود. افكار وقايع ذهني هستند و حقايق نيستند. چنانچه بتوانيم اين افكار را از ديدگاههاي مختلفي مورد بازنگري قرار دهيم ابتدا با الگوهاي فكري غير مفيد، خودكار و عادي آشنا ميشويم و سپس از فرايندهايي كه ما را به سطوح ناهشيارانه تري ميبرد آگاه ميشويم. آگاهي از افكاري كه محتواي آنها از بي فايده بودن اين راهبردها حكايت دارد به طور خاص مهم است. چنين الگوهاي فكري ترسناک و بدبينانه يكي از بزرگترين موانع و عوامل بازدارنده است و اجازه نميدهند تا ما از حالات وسواس رهايي يابيم.

جلسه هفتم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

آنچه كه ما واقعاً هر لحظه انجام ميدهيم، ميتواند براي رويارويي ماهرانه و بهتر ما با وسواس مؤثر باشد. شايد دوست داشته باشيد كه از خود اين سئوالها را بپرسيد:

1-از بين كارهايي كه انجام ميدهم، كداميك مرا تقويت ميكند و كداميك به جاي اينكه فقط مرا تهييج كند زنده بودن و حضور داشتن را افزايش ميدهد (فعاليتهاي ارتقاء دهنده)؟

2- از بين كارهايي كه انجام ميدهم، چه كارهايي فرسوده ام ميكنند، چه كارهايي احساس زنده بودن و خوشحالي واقعي مرا كاهش ميدهند، كداميك باعث ميشوند كه احساس كنم فقط تهييج شده ام، يا بدتر شده ام (فعاليت هاي تنزل دهنده)؟

3- با پذيرش اينكه بعضي از جنبه هاي زندگي را نميتوانم به سادگي تغيير دهم، آيا ميزان فعاليتهاي ارتقاء دهنده انرژي را هوشيارانه افزايش داده و ميزان فعاليت هاي كاهنده انرژي را كاهش ميدهم؟

با حضور واقعي در بيش تر لحظات و تصميم گيري آگاهانه در مورد آنچه واقعاً در آن لحظات نياز داريم، ميتوانيم از فعاليت ها براي آگاهي و هشياري بيش تر و نظم بخشي به فعالیتها، ذهنمان و خلقمان استفاده كنيم. اين امر هم در مورد الگوي نظم بخشي به زندگي روزانه و هم براي دوره هايي كه طي آنها افکار وسواسگونه جاري است و ممكن است به وسواس نیز منجر شود صادق است. ما ميتوانيم از تمرين هاي روزانه خود براي يافتن برخي فعاليتها كه ابزاري براي مقابله با وسواس و حتی دوره هاي وسواس هستند و انجام اين فعاليتها استفاده كنيم. چرا که در دوره خداحافظی با وسواس فرد می آموزد تا سبک زندگی خود را تغییر دهد.

داشتن اين ابزار به اين معنا است كه ما با احتمال بيش تري براي مواجه با افكار منفي چون «چرا از هر فکری می ترسي؟» به عنوان بخشي از قلمرو افکار وسواسی و «چرا از هر چيزي ناراحت ميشوي؟» به عنوان بخشي از قلمرو خلق افسرده استفاده ميكنيم. مثلاً، يكي از ساده ترين راهها براي مراقبت از سلامت جسمي و ذهني انجام تمرين هاي ورزشي روزانه است كه حداقل براي رسيدن به سه هدف چالاكي، قدم زدن به مدت 5 دقيقه در روز و در صورت امكان، انجام ساير تمرينها مثل خوردن كشمش همراه با حضور ذهن، يوگا، شنا، نرمش و غيره انجام ميشود. در صورتيكه ورزش در برنامه روزانه شما باشد، ميتواند به عنوان پاسخي حاضر و آماده براي بهبود خلق افسرده محسوب شود. تنفس عميق راهي است كه استفاده از روشهاي مقابله با احساسات ناخوشايند را در زمان بهبود خلق به ما يادآوري ميكند.

جلسه هشتم دوره درمانی خداحافظی با وسواس

ما با احتمال بيش تري براي مواجه با افکار وسواسگونه چون «چرا از هر فکری دچار ترس و وحشت می شوید؟» به عنوان بخشي از قلمرو افکار وسواسگونه استفاده ميكنيم.

مثلاً، يكي از ساده ترين راهها براي مراقبت از سلامت جسمي و ذهني انجام تمرينهاي ورزشي روزانه است كه حداقل براي رسيدن به سه هدف چالاكي، قدم زدن به مدت 5 دقيقه در روز و در صورت امكان، انجام ساير تمرينها مثل خوردن كشمش همراه با حضور ذهن، يوگا، شنا، نرمش و غيره انجام مي شود. در صورتيكه ورزش در برنامه روزانه شما باشد، ميتواند به عنوان پاسخي حاضر و آماده براي بهبود خلق افسرده محسوب شود. تنفس عميق راهي است كه استفاده از روشهاي مقابله با احساسات ناخوشايند را در زمان بهبود خلق به ما يادآوري ميكند.

 

نتیجه دوستان از دوره درمانی خداحافظی با وسواس مبتلا به وسواس شستشو

نتیجه دیگر دوست عزیزمون از دوره درمانی خداحافظی با وسواس مبتلا به وسواس بیماری 

نتیجه درمان